حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست
من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم
افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست ...
چه انتظار عجيبي!
تو بين منتظران هم،
عزيز من چه غريبي!
عجيب تر كه چه آسان
نبودنت شده عادت!
چه بي خيال نشستيم،
نه كوششي نه وفايي.
فقط نشستيم و گفتيم:
خدا كند كه بيايي ...
از هم آغوشی زیبای نگاهم با تو
کودکی حاصل شد
که نگاهش آبیست
و دلـش داغ شقایق دارد
منبع: وبلاگ الفباي عاشقي http://rostan.blogfa.com
كاش بودي تا دلم تنها نبود
تا اسير غصه فردا نبود
كاش بودي تا فقط باور كني
بي تو هرگز زندگي زيبا نبود ...
با تو مي گويم :
بي تو روزهايم مثل شب تاريک است !
و تو در جوابم مي گويي :
در شبت آسوده بخواب !
بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش
برو امشب برایم خواستگاری
اگر تو بچه ات رو دوست داری
خر مادر بگفتا ای پسر جان
تو را من دوست دارم بیشتر از جان
ز بین این همه خرهای خوشگل
یکی را کن نشان چون نیست مشکل
خرک از شادمانی جفتکی زد
کمی عرعر نمود و پشتکی زد
بگفت مادر به قربان نگاهت
به قربان دو چشمان سیاهت
خر همسایه را عاشق شدم من
به زیبایی نباشد مثل او زن
بگفت مادر برو پالان به تن کن
برو اکنون بزرگان را خبر کن
به آداب و رسومات زمانه
شدند داخل به رسم عاقلانه
دو تا پالان خریدند پای عقدش
به افسار طلا با پول نقدش
خریداری نمودند یک طویله
همانطوری که رسم است در قبیله
خر عاقد کتاب خود گشایید
وصال عقد ایشان را نمایید
دوشیزه خر خانوم آیا رضایی؟
به عقد این خر خوش تیپ درآیی
یکی از حاضرین گفتا به خنده
عروس خانوم به گل چیدن برفته
برای بار سوم خر پرسید
که خر خانم سرش یکباره چرخید
خران عرعر کنان شادی نمودند
به یونجه کام خود شیرین نمودند
به امید خوشی و شادمانی
برای این دو خر در زندگانی
زير آسمان شب !
ستاره ها آنجا !
نسيم سرد بدن را مي لرزاند !
من آنجا تنها، خيره به آينده تاريك
هر آن انگار دست گرمي گيسوانم را لمس مي كند
تا بر مي گردم باز ساحل تاريكيست ...
فرستاده شده توسط خانم نازي (زندگی)
اشكهاي غم رو گونه هام چكيد و بـاورش نشـد
گفتم اگر خدا خداست يه روز به حرفم ميرسي
يـه روز مي آد دل خـودت بـشـه گـرفـتــار كسي
خداحافظ هـمـين حـالا ، هـمـين حـالا که من تنهــام
خداحافظ به شرطي که بفهمي ، تـر شده چشمـام
خداحافظ کمـي غمـگيـــن بــه يـاد اون همــه ترديــد
به ياد آسمونــي کـــــه منـــو از چشم تــو مي ديــد
اگـــه گـــفـتم خداحافظ نه اينکه رفتنت سـاده است
نه ايـنکه ميشـــه باور کـــرد دوباره آخـــر جاده است
خداحافظ واســــــه ايـــنکـــه نبندي دل بـــه رويــاها
بـدونــي بي تـــو و بـــا تـــــو همينه رســم اين دنيـا
خـــداحـــافـــظ ... خـــداحـــافـــظ ... هــمين حـالا !
