اونم منو دوست داشتو رفت
هركسي كه منو دوست داشت ... رفت
كيه كه بمونه؟
اون كسي كه دوستم نداره؟
داره باورم ميشه
اون كسي ميمونه ... كه دوستم نداره

هیچ وقت به کسی دل نبند...
چون این دنیا اینقدر کوچیکه که
توش دوتا دل باهم جا نمی شوند...
ولی اگه دل بستی ازش جدا نشو
چون دنیااونقدربزرگه که دیگه پیداش نمی کنی.
با وفا باشي جفايت مي كنند
بي وفايي كن وفايت مي كنند
مهرباني گرچه آييني خوش است
مهربان باشي رهايت مي كنند
گفتمش: دل مي خري؟
پرسيد: چند؟
گفتمش: دل مال تو، تنها بخند!
خنده كرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روي خاك افتاده بود
جاي پايش روي دل جا مانده بود ...
در خواب ناز بودم شبي
ديدم كسي در مي زند
در را گشودم روي او
ديدم غم است در مي زند
اي دوستان بي وفا
از غم بياموزيد وفا
غم با همه بيگانگي
هر شب به من سر مي زند
گاهي آرزو مي كنم ...
كاش هرگز نمي ديدمت تا امروز غم نديدنت را بخورم
كاش خنده هايت آنقدر زيبا نبودند كه امروز آرزوي شنيدن يكبار، فقط يكبار ديگر آن را داشته باشم
كاش چشمان معصومت به چشمانم خيره نمي شد تا امروز چشمان من به آن لحظه بهانه گيرند و اشك بريزند
كاش حرفهاي دلم را بهت نگفته بودم تا امروز به خودم نگويم:
" آخه اون كه مي دونست چقدر دوستش دارم "
مبر ز موي سپيدم گمان به عمر دراز
جوان ز حادثه اي پير مي شود گاهي
عقاب تيز پر دشتهاي استغنا
اسير سرپنجه تقدير مي شود گاهي
در دل آتش نشستن کار آسانی نبود
راه را بر اشک بستن کار آسانی نبود
با غرور هم قد و بالای بام آسمانی
بارها در خود شکستن کار آسانی نبود
بارها این دل به جرم عاشقی
زیر سنگینی بار غم شکست
بارها این کودک احساس من
زیر باران های اشک من نشست
منبع: وبلاگ الفباي عاشقي
برخيزيد، برخيزيد
برخيزيد اي شهيدان راه خدا
اي كرده بهر احياي حق جان فدا
برخيزيد رهبر آمد كنون در كنارتان
تا سازد غرق در بوسه خاك مزارتان
تا گيرد خونبهاي شهيدان ز اهرمن
بازآمد رهبر ما پي ياري وطن

هوا دلپذیر شد ، گل از خاک بردمید
پرستو به بازگشت زد نغمه ی امید
به جوش آمد از خون درون رگ گیاه
بهار خجسته فال خرامان رسد ز راه


به خویشان، به دوستان،به یاران آشنا
به مردان تیزخشم که پیکار می کنند
به آنان که با قلم تباهی ی دهر را
به چشم جهانیان پدیدار می کنند
بهاران خجسته باد ، بهاران خجسته باد
